Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

هل من ناصر ینصرنی…

 

علی‌ شد…

محاسن او سفید نبود

او راحت بود…اما سرش شلوغ بود، چون او میجنگید دیگر وقت نداشت.

بعد‌ها بزرگتر هم شد، اما نرفت…

محاسن او سفید شد.

************

بعد نوبت اکبر بود.

او بود…از اول بود.

اما محاسن نداشت، از اول…

او هم اصلا وقت نداشت،چون می‌خواست جاهای دیگر را بسازد،دوبی‌، کانادا،ماداگاسکار…

باغ هم داشت،… بیل میزد.

او هم بزرگتر شد…

اما نرفت

محاسن هم اما باز نداشت.

************

بعد…

محمد آمد.

او هم وقت نداشت. چون باید حرف میزد.اینجا،آنجا…

همه او را دوست داشتند چون خوب حرف میزد…

اما باز وقت نداشت تا به وعده‌هایش عمل کند

محمد رفت…

********

محمود آمد…

هاله هم داشت، اما زشت بود.

گند زد.

میگفت می‌خواهد با نفت  ۴۰ دلار سفرهٔ مادر بزرگ را رونق بخشد.

به جای آن با نفت ۱۴۰ دلار دل مردم را آتش زد.

آتشی که خاموشیش را به وقت گل نی وعده داده

او خیلی‌ کرد…

او هم وقت نداشت.چون بایستی امید را هوا میکرد و گرد و غبار به پا…

*****************

محمود هنوز هست…

باز همان‌ها را می‌کند.اما اینبار با اعتماد به نفس بیشتر…

میگویند گفته که امنیت را دیگر … نمیکند.

اما باز وقت ندارد

تازه … هنوز هم گردنبندی به اسم کردان دارد.

***********************

محمد باز می‌خواهد بیاید…

اما چرا؟ او که وقت ندارد؟

او که چیزی نگفته…

هنوز هم حرفی‌ برای گفتن دارد؟

********

حسین هم می‌خواهد بیاید…

او مدتها نیامده بود،نگفته بود، چون وقت نداشت.

اصلا چرا باید میامد؟ او که بود.

********************

و حسن،… او شاید دفعهٔ بعد بیاید.

********************

مهدی اما میاید…

با داد و بیداد…

محاسن او اما سفید است.

گاهی‌ میخوابد، مثل اصحاب کهف…پس وقت ندارد.

****************************

محسن هم همینطور…

عبداله هم قصد آمدن دارد.

اما علی‌ نمیگذرد که بیاید.او با علی‌ بد است،شاید هم علی‌ با او…

طهماسب هم گفت میاید

اکبر و اصغر و علی‌ اکبر و علی‌ اصغر و باقر و صادق و محمد‌های دیگه هم می‌‌آیند…

وا مصیبتا….

چه خواهد شد…

چه بلبشو‌ای خواهد شد…!!!

آیا کسی‌ به آمدن آنها فکر می‌کند؟

آیا برای کسی‌ اصلا مهم هست که چه کسی‌ بیاید؟

یا مثل قبل همه صبر خواهند کرد که ببینند چه کسی‌ خواهد آمد؟

آیا کسی‌ میداند که چرا میاید؟

یا اینکه اول میاید بعد سعی‌ می‌کند که بداند که چرا آمده است؟

یا شاید هم تا آخر نداند که چرا آمده است…

یا شاید هم بیاید و برگردد

یا اینکه بیاید و نماند.

هر چه هست…

پناه میبرم به درگاه یگانگیش از زمینیان غرق در غرور و قدرت

از عاشقان ثروت و شهوت حکمرانی بر مردم بی‌چاره و درمانده که فعل دنبال روی نه از روی تایید

بلکه از سر نا آگاهی‌ آنهاست که سالیان مدیدیست به نا حق مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد.

چه کسی‌ میداند که برای چه باید او بیاید؟

آیا یاریگری نیست این ملت را؟

آیا این ملت به یاری نیاز دارد؟

آیا این ملت به اینکه چه کسی‌ میتواند یاریش کند فکر کرده؟

هل…

 

یا ضامن آهو…

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند
موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند

قیصر امین پور

جواب دندان شکن…

خالی از لطف نیست تعامل مقایسه تفکر چوپانی با تفکر ادبی…

president20mahmoud20ahmadinejad_img_assist_custom

احمدی نژاد در بیرجند با انتقاد از روشنفکران ایرانی و منتقدان خود ‏گفته بود

 ”… اینها شیطان پرستان مدرن اند ، برخی قیافه روشنفکری می گیرند ، به اندازه یک بزغاله هم از دنیا فهم و ‏شعور ندارند.”‏

 

 FO/Diplo09

 

پاسخ سیمین بهبهانی به احمدی نژاد :

 

شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی

که روشنـــفکر را بزغاله خواندی

ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند

در این خط جمله را بیــجا نشـاندی ‏

سخـن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا

به نان و آب مجــانی کشــاندی

از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود

هیاهــو شد عجب توتــــی تکانــدی

سخن هایت ز حکمت دفــتری بود

چه کفتر ها از این دفتر پراندی

ولیــکن پول نفـت و سفره خلــــق

ز یادت رفت و زان پس لال ماندی

سخن از آسمان و ریسمان بود

دریـــغا حرفـی از جنـــگل نراندی

چو از بزغاله کردی یاد ای کاش

سلامـی هم به میــمون میرساندی

بار‌ای مهربان…

 

عطا کن بر ملتم…

 صبری عظیم، به مانند آنچه به وقت چپاول مغولان تازی یا سکندر از خود راضی‌ مرحمت نمودی تا به رغم تلاش غارتگران، فرهنگ و سنت زیبای ایرانی‌ سینه به سینه ماند تا تجلی روح زیبای انسان را در جهان بی‌ هویت انسان صفتان امروز به نمایش گذارد، به مانند آنچه به رغم دریوزه گی خرگه پوشان گمراه که روح لطیف و صادق مردمان سادهٔ این مرز و بوم را با به بازی گرفتن عقاید آنان روز به روز آداب و سنن ایران زمین را به ورطهٔ نابودی میکشند اما تلاش واهی آنان تا ابد به جایی‌ نخواهد رسید،… به لطف تو

 

عطا کن بر ملتم…

 اراده‌ای آهنین، تا به دست آورد آنچه باید، که به لطف قدرتی‌ که تو بر ایشان ارزانی‌ داشته‌ای هیچ آرزویی دور از دسترس نیست…

 

عطا کن بر ملتم…

نعمت زلالت آب را… که سرچشمهٔ حیات بر روی کرهٔ خاکیست،  که بودنش به اردهٔ توست و حفظش به همت بندگانت.

پس همتش نیز عطا بفرما.

 

یا راب عطا نمودی گنجی بر این قوم تا به لطف کرمت از آن روزی برند. که امروز به امر کدخدا رزق داروغه گان است. نعمتت را سپاس میگویم‌ای جهاندار…

به لطف عدلت‌ای کرار از دست نابخردان حفظ بفرما

پناه میبرم از شیطان صفتان بد تر از شیطان به تو که کائنات و هر چه در آن است از توست

قومم،سرزمینم، پاره‌های تنم را از دروغ، دشمن،  گرگان در لباس گوسفند به گله

زده  و خشکسالی حفظ نما که در ازای این لطفت حاضر به نثار جانی هستم که خود به من بخشیده ای

 

بار‌ای یزدان پاک…

از تو می‌خواهم چون تو یگانه پروردگاری و توانا

از تو می‌خواهم چون تو صاحب حکمتی و رحمت

از تو می‌خواهم چون تو کریمی‌ و بنده نواز

از تو می‌خواهم چون به جز درگاه تو به جایی‌ راه ندارم

از تو می‌خواهم که پادشاه تویی و بنده درگاه منم

خواهشم روا دار…

دعای شب دوم:

 

بار‌ای حافظ…

خاک پاک و زرخیز ایرانم را که خود بر ما ارزانی‌ داشته‌ای و ما به سهو، قدرش نشناخته ایم از دست ناپاک نا اهلان روزگار که تشنه نه به هر ذره اش، که به خون و جان و ناموس مردمان رنج کشیده اما خونگرمش که به درازای تاریخ مزهٔ تلخ یغما،غارت،چپاول و استثمار را از کس و ناکس، خودی و غیر خودی چشیده اند، حفظ بفرما…

 

بار‌ای بصیر…

جهان آبستن ظلمی فراگیر است که نه به بندگانت نه بر زمین تو رحمش نیست.

قانون جنگل بر شرافت، انسانیت، احساس و ارادهٔ زیبا که مطلوب توست بر بندگانت طمع چیرگی دارد.

 

به حق بندگیم، به حق عهد قدیم، به حق آنکه دوستش میداری، نسل آدم را از این فتنه برهان.

فرایضی از مجموعه ادعیه کریسمسیه اثر شیخ منور الدین سید عبداله آل رضا از کتاب صهیفهٔ غربتیه 

 

دعای شب اول:

بار‌ای یگانه بر آورندهٔ آرزوها…

کشورم، ملتم، طایفه ام،فرشتگانت (پدرم، مادرم)، خواهران و برادرانم و هر آن کس را که در مسیر زندگی‌ برخوردم و نعمت درکشان را بر من عنایت فرمودی

تندرست، سربلند، آزاد و رها، خوشبخت و سعادتمند بفرما…

 بار کریما…

صلح و صفا آرزوی بندگان تو در این دو روز زندگیست، که گمراهان از آنان به ناحق از دیگران صلب کرده اند…

آرزویشان را بی‌ پاسخ مگذار.

 بار رحیما…

فقر دادهٔ تو نیست بر بندگانت، که هر چه مخلوق توست همه نیکیست .

 ریشهٔ فقر را خشکاندن در دایره ارادهٔ لایذال تو،‌ای صاحب عدالت مثل عبارت : کن فیکن، بیش نیست.

 

 

بالاخره برادر باراک حسین با اکثریت آرا به پیروزی رسید و مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی‌ زد و یک دوم خرداد دیگر اینبار در آمریکا رخ داد.

پای تلویزیون که بودم یهو اشک توی چشمام جمع شد. یاد ۱۱ سال پیش افتادم. زمانی‌ که برای اولین بار بعد از سالها سکوت و رخوت،بعد از سالها بی‌ تفاوتی‌ و غفلت خون توی رگهای مردممون به جوش اومد و باعث شد سرنوشت از پیش تعیین شده‌ای عوض بشه.

همون چیزی که دیشب ۱۳۰ میلیون آمریکایی‌ انجام دادن تا نشون بدن که چقدر به سرنوشت و آیندهٔ مملکتشون اهمیت میدن.

گرچه این آمار  بسیار قابل توجه مدیون بحران اقتصادی و مالی آمریکا هست و نشون از  عدم ثبات مالی توی جامعه ینگهٔ دنیا  داره و ترس مردمی رو نشون میده که سالها بهشون القا شده که سرامد دنیا  هستن و الان دچار مشکلات عدیده حداقل توی مسایل اقتصادی و اجتماعی‌ هستن . اما هر چه هست یک حرکت بسیار منطقی‌ و هوشیارانه از سوی مردمی بود که به زعم گروه های متمدن و پیشرفته‌ای مثل … و سیاستمداران تاثیر گذر و صاحب سبکی مثل اکبر و اصغر و …   مردمی ساده اندیش و مبتذل به شمار میان.و حداقل برای یک بار هم شده به چشم خودمون معنی دمکراسی رو روشن دیدیم. به خصوص این که در یک جامعه مثل جامعه آمریکا، سیه چرده‌ای مثل اباما به مک کین ترجیح داده شد

گرچه تعبیری که من از این انتخابات دارم ممکنه الان توی ذوق دیگران بزنه و کسی‌ که این متن رو میخونه من رو آدمی‌ که مته به خشخاش میذاره بخونه. اما خوب دیدگاه من باز هیچی‌ از ارزشهای این انتخابات بزرگ به زعم من کم نمی‌کنه بلکه نشان از یک تصمیم جدی مردم یک کشور برای تغییر توی ساختار سیاسی و اقتصادی حکومت داره.

اما اون چیه که باعث شده بعد از ۸ سال تکرار نشد آن چیزی که بین سناتور الگور و سناتور بوش اتفاق افتاده بود.در حالی‌ که امکانش رو من به هیچ وجه غیر ممکن نمیدونستم.

با صرف  نظر از بحران مالی و اقتصادی حال حاضر که دامنگیر کشور‌های اروپایی هم شده و قبل از این توسط متخصصین اقتصادی با نرخ توررمی معادل ۲۰۰ درصد یا بیشتر به اقتصاد مملکت بیچارهٔ ما هم تزریق شد که ادعای خودکفایی و عدم وابستگی رو همیشه کرده و می‌کنه، درگیر شدن توی ۲ تا جنگ مشتی‌ و غیر سیستماتیک و البته غیر کلاسیک در عراق و افغانستان که یکی‌ از عوامل بحران فوق هم به شمار میاد و همچنین یکسری مشکلات مدیریتی در سیستم مدیریت اقتصادی آمریکا به علت عدم هماهنگی الویتهای سیاسی و اقتصادی  جامعه بزرگی‌ مثل آمریکا به شمار میاد از جملهٔ عواملی هستن که باعث این تغییر خواهی‌ و تسریع پرسهٔ رسیدن به اون هستن.

اما چیزی که من فکر می‌کنم اینه که الان زمانش رسیده بود تا کسی‌ بیاد و جنگ رو توی عراق یا افغانستان تمام کنه یا حداقل کمی‌ به این اوضاع بلبشور خاتمه بده.

بوش به عنوان آغازگر این بازی‌ها نمیتونست این کار رو بکنه.و نمیبایست میکرد.اما بازی اون جوری پیش نرفت که باید.یعنی‌ قرار بود که پیروزی در پیش داشته باشه که نداشت. یا به عبارت دیگر اصلا قرار نبود که کسی‌ پیروز بشه یا نشه.در حقیقت همهٔ این بازی‌ها برای فرار از یک بحران شدید بود اما تنها چیزی که ازش به دست اومد تاخیر توی این بحران بود.

از طرفی‌ توی این ۸ سال سلطنت بوش هر چیزی که آدم فکرشو نمیکرد اتفاق افتاد… ۱۱ سپتامبر، جنگ عراق،افغانستان، سومالی، و حتی عدم حمله به ایران…

خوب یکی‌ میبایست میومد که گند کاری هارو یه جوری ماستمالی کنه.گرچه من از بعضی‌ جهت‌ها این اقدامات رو به نفع پیشبرنده می‌دونم.

در هر صورت… منتظر میمونیم تا ببینیم این باراک حسین آقای گل ما چه گلی‌ به سر ما می‌زنه…

یا حق

سلام بر تو ای آفتاب حسن…

 سلام بر تو…
سلام بر تو،‌ای همای رحمت

سلام بر تو،ای حاکم شریعت

سلام بر تو،‌ای یار دیرین

سلام بر تو،ای فرهاد شیرین

سلام بر تو،‌ای قران ناطق

سلام بر تو،‌ای قبلهٔ علایق

سلام بر تو،‌ای خلیفهٔ آخر

سلام بر تو،‌ای امام اول… 

 

 

منت خدای را که جهان را به وجودش مفتخر ساخت

منت خدای را که مولود  کعبهٔ عشقش نزد مرد و نامرد، دوست و دشمن، موافق و مخالف، صغیر و کبیر، مومن و کافر عزیز و شریف و سربلند است و با این حال هیچ یک عدل او را بر نمی‌‌تابند.

منت خدای را که نام علی‌ را مترادف کلمات عشق بخدا ،صداقت ،عدالت ،شهامت ،درایت ،مردانگی ، جوانمردی  و ایمان قرار داد.

منت او را که یتیمان را به عشق دیدار علی‌ در شب‌های ظلمت روزگار تسللی داد.

منت خدای را که مرا شیعه عادل اهل بیت آفرید

اگر چه اسمش امروز بازیچهٔ دستان ناپاک است.

گرچه ناتابان عدلش امروز صور پیروی از او مینوازند.

گرچه به نامش بازار بی‌ عدالتی بر پاست  

هر چه هست این بس:

               لا فتا مگر نفس او،لا سیف مگر شمشیر او

 

یا علی…

جاوید باد وطنم…

همه با یک نام و نشان…به تفاوت هر رنگ و زبان

عهد یاران…

 

مرا عهدیست با جانان، که تا جان در بدن دارم

                                    هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

گر اهریمن به پا خیزد که خون عاشقان ریزد

                                    من و یاران به هم سازیم و بنیادش براندازیم…

Older Posts »