به نام دوست…
اینکه چرا می خوام بنویسم قصـۀ درازی داره.
شاید این تنها راهی هست که آدم بتونه حداقل خودشو خالی کنه. یا بهتر بگم, درد دل…
اما اون چیه که گفتنش رو با مصدر بایستن بایستی صرف کرد؟ شک ندارم که هر کدوم از شما نظر متفاوتی دارین.
اما در یک مورد شاید متفق النظر باشیم و اون هم چیزی نیست مگر« حقیقت ».
آنچه که گفتنش نزد فرزندان آدم حداقل توی این دور و زمونه تلخِ وُ جرم, ولیکن نگفتنش….به حق صاحبش, گناه.
چیزی که حد و مرز بر نمی تابه… قومیت, رفاقت, خط, حزب و گرایشات فکری و ایسم ها و… و حتی چیزهای مهمتری مثل دین و مذهب و اخلاق وعلم, هیچ تاثیری بر کالبدش ندارن.
هر چی هست فقط خودشه…..
یک کلام…… « حقیقت »
پس شروع این دفتر به نام او که حق است و جز او نیست, به نام او که حقیقت وجودش بر حق طلبان بدیهی و گواراست, به نام « حقیقت »
« یا حق»
