ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدائی
نروم جز به همان ره که توام راهنمائی
بری از رنج و گدازی ، بری از درد نیازی
بری از بیم و امیدی بری از چون و چرائی
همه درگاه تو جویم ، همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که بتوحید سزائی
تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو [...]
Archive for جولای, 2008
ملکا…
ارسالشده در مناجات در جولای 14, 2008 | بیان دیدگاه »
صدای قلبم…
ارسالشده در بدون دسته بندی در جولای 1, 2008 | بیان دیدگاه »
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان. بساطش را پهن کرده بود. فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند. هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند.
توی بساطش همه چیز بود. غرور … حرص … دروغ و خیانت …. جاه طلبی و قدرت …
هرکس چیزی می خرید و در ازایش [...]