دعای شب دوم:
بارای حافظ…
خاک پاک و زرخیز ایرانم را که خود بر ما ارزانی داشتهای و ما به سهو، قدرش نشناخته ایم از دست ناپاک نا اهلان روزگار که تشنه نه به هر ذره اش، که به خون و جان و ناموس مردمان رنج کشیده اما خونگرمش که به درازای تاریخ مزهٔ تلخ یغما،غارت،چپاول و استثمار را از کس و ناکس، خودی و غیر خودی چشیده اند، حفظ بفرما…
بارای بصیر…
جهان آبستن ظلمی فراگیر است که نه به بندگانت نه بر زمین تو رحمش نیست.
قانون جنگل بر شرافت، انسانیت، احساس و ارادهٔ زیبا که مطلوب توست بر بندگانت طمع چیرگی دارد.
به حق بندگیم، به حق عهد قدیم، به حق آنکه دوستش میداری، نسل آدم را از این فتنه برهان.