بارای مهربان…
عطا کن بر ملتم…
صبری عظیم، به مانند آنچه به وقت چپاول مغولان تازی یا سکندر از خود راضی مرحمت نمودی تا به رغم تلاش غارتگران، فرهنگ و سنت زیبای ایرانی سینه به سینه ماند تا تجلی روح زیبای انسان را در جهان بی هویت انسان صفتان امروز به نمایش گذارد، به مانند آنچه به رغم دریوزه گی خرگه پوشان گمراه که روح لطیف و صادق مردمان سادهٔ این مرز و بوم را با به بازی گرفتن عقاید آنان روز به روز آداب و سنن ایران زمین را به ورطهٔ نابودی میکشند اما تلاش واهی آنان تا ابد به جایی نخواهد رسید،… به لطف تو
عطا کن بر ملتم…
ارادهای آهنین، تا به دست آورد آنچه باید، که به لطف قدرتی که تو بر ایشان ارزانی داشتهای هیچ آرزویی دور از دسترس نیست…
عطا کن بر ملتم…
نعمت زلالت آب را… که سرچشمهٔ حیات بر روی کرهٔ خاکیست، که بودنش به اردهٔ توست و حفظش به همت بندگانت.
پس همتش نیز عطا بفرما.
یا راب عطا نمودی گنجی بر این قوم تا به لطف کرمت از آن روزی برند. که امروز به امر کدخدا رزق داروغه گان است. نعمتت را سپاس میگویمای جهاندار…
به لطف عدلتای کرار از دست نابخردان حفظ بفرما
پناه میبرم از شیطان صفتان بد تر از شیطان به تو که کائنات و هر چه در آن است از توست
قومم،سرزمینم، پارههای تنم را از دروغ، دشمن، گرگان در لباس گوسفند به گله
زده و خشکسالی حفظ نما که در ازای این لطفت حاضر به نثار جانی هستم که خود به من بخشیده ای
بارای یزدان پاک…
از تو میخواهم چون تو یگانه پروردگاری و توانا
از تو میخواهم چون تو صاحب حکمتی و رحمت
از تو میخواهم چون تو کریمی و بنده نواز
از تو میخواهم چون به جز درگاه تو به جایی راه ندارم
از تو میخواهم که پادشاه تویی و بنده درگاه منم
خواهشم روا دار…