علی شد…
محاسن او سفید نبود
او راحت بود…اما سرش شلوغ بود، چون او میجنگید دیگر وقت نداشت.
بعدها بزرگتر هم شد، اما نرفت…
محاسن او سفید شد.
************
بعد نوبت اکبر بود.
او بود…از اول بود.
اما محاسن نداشت، از اول…
او هم اصلا وقت نداشت،چون میخواست جاهای دیگر را بسازد،دوبی، کانادا،ماداگاسکار…
باغ هم داشت،… بیل میزد.
او هم بزرگتر شد…
اما نرفت
محاسن هم اما باز نداشت.
************
بعد…
محمد آمد.
او هم وقت نداشت. چون باید حرف میزد.اینجا،آنجا…
همه او را دوست داشتند چون خوب حرف میزد…
اما باز وقت نداشت تا به وعدههایش عمل کند
محمد رفت…
********
محمود آمد…
هاله هم داشت، اما زشت بود.
گند زد.
میگفت میخواهد با نفت ۴۰ دلار سفرهٔ مادر بزرگ را رونق بخشد.
به جای آن با نفت ۱۴۰ دلار دل مردم را آتش زد.
آتشی که خاموشیش را به وقت گل نی وعده داده
او خیلی کرد…
او هم وقت نداشت.چون بایستی امید را هوا میکرد و گرد و غبار به پا…
*****************
محمود هنوز هست…
باز همانها را میکند.اما اینبار با اعتماد به نفس بیشتر…
میگویند گفته که امنیت را دیگر … نمیکند.
اما باز وقت ندارد
تازه … هنوز هم گردنبندی به اسم کردان دارد.
***********************
محمد باز میخواهد بیاید…
اما چرا؟ او که وقت ندارد؟
او که چیزی نگفته…
هنوز هم حرفی برای گفتن دارد؟
********
حسین هم میخواهد بیاید…
او مدتها نیامده بود،نگفته بود، چون وقت نداشت.
اصلا چرا باید میامد؟ او که بود.
********************
و حسن،… او شاید دفعهٔ بعد بیاید.
********************
مهدی اما میاید…
با داد و بیداد…
محاسن او اما سفید است.
گاهی میخوابد، مثل اصحاب کهف…پس وقت ندارد.
****************************
محسن هم همینطور…
عبداله هم قصد آمدن دارد.
اما علی نمیگذرد که بیاید.او با علی بد است،شاید هم علی با او…
طهماسب هم گفت میاید
اکبر و اصغر و علی اکبر و علی اصغر و باقر و صادق و محمدهای دیگه هم میآیند…
وا مصیبتا….
چه خواهد شد…
چه بلبشوای خواهد شد…!!!
آیا کسی به آمدن آنها فکر میکند؟
آیا برای کسی اصلا مهم هست که چه کسی بیاید؟
یا مثل قبل همه صبر خواهند کرد که ببینند چه کسی خواهد آمد؟
آیا کسی میداند که چرا میاید؟
یا اینکه اول میاید بعد سعی میکند که بداند که چرا آمده است؟
یا شاید هم تا آخر نداند که چرا آمده است…
یا شاید هم بیاید و برگردد
یا اینکه بیاید و نماند.
هر چه هست…
پناه میبرم به درگاه یگانگیش از زمینیان غرق در غرور و قدرت
از عاشقان ثروت و شهوت حکمرانی بر مردم بیچاره و درمانده که فعل دنبال روی نه از روی تایید
بلکه از سر نا آگاهی آنهاست که سالیان مدیدیست به نا حق مورد سوء استفاده قرار میگیرد.
چه کسی میداند که برای چه باید او بیاید؟
آیا یاریگری نیست این ملت را؟
آیا این ملت به یاری نیاز دارد؟
آیا این ملت به اینکه چه کسی میتواند یاریش کند فکر کرده؟
هل…